در تاریخ جهان، نامهایی میدرخشند که از مرز زمان گذشتهاند؛ در میان آنان، کوروش بزرگ چون فروغی از خرد، داد و آزادگی میدرخشد. او نه تنها بنیادگذار شهریاری پارسی بود، که نمایندهی بینشی انسانی و فراتر از مرزهای جغرافیایی. در روزگار او، فرمانروایی تنها به شمشیر و سپاه معنا نداشت، بلکه با منش و بینش آمیخته بود.
کوروش، شاهی بود که دل را بر تخت نشاند پیش از آنکه تاج بر سر نهد. منشور او، که امروز نیز بهعنوان نخستین منشور حقوق آدمی شناخته میشود، گواهی است بر جانِ روشنِ مردی که در هزاران سال پیش، از آزادی، برابری و نیکرفتاری با مردم سخن گفت. او باور داشت که فرمانروایی، اگر با داد همراه نباشد، سایهای است بیپایه بر زمین ظلمت.
میراث کوروش، نه در کاخهای ویران و نامها و تندیسها، که در اندیشهی نیک، گفتار نیک و کردار نیکِ مردمان زنده است. او بنیانگذار ایرانِ بزرگ و اندیشهای جهانی بود؛ اندیشهای که انسان را ارجمند میخواست، نه بنده. امروز، در بزرگداشت او، تنها تاریخ را یاد نمیکنیم، بلکه به خویش یادآور میشویم که فروغ داد و خرد، راهِ راستین رهایی است.