The Prestige


ارشتاد سپنتا:

حیثیت یک تریلر روانشناختی هیجان‌انگیز است که در وهله اول درباره آن باید بدانیم که نگارش فیلمنامه آن ۵ سال زمان برده است و این یعنی فیلمی با این همه دقت به جزئیات و روایتی غیر خطی که بالای ۱۰۰ بار پرش زمانی در آن وجود دارد. این موضوع به خودی خود باید باعث سردرگمی مخاطب شود ولی مخاطب طوری با فیلم همراه می‌شود که گویی با یک داستان خطی مواجه است. با وجود آنکه نویسنده رمان حیثیت یعنی کریستوفر پریست بعد از تماشای فیلم آن را سطحی دانست معتقد بود فیلم را باید سام مندس می‌ساخت؛ به نظرم نقش اصلی این فیلم خود نولان است. شعبده باز اصلی خود اوست که فیلم را دقیقا و عیناً به شکل یک تردستی بزرگ به نمایش درآورده.
دلیل اینکه از سینمای نولان لذت برده می‌شود آن است که او همزمان ایراد یک حرف مهم فلسفی و یا علمی را با هیجان و سرگرمی و تعریف یک قصه‌ی زیبا هم‌وزن و متعادل توام می‌کند.
شروع فیلم بسیار جالب است و توضیحِ مفهوم کلمه پرستیژ (حیثیت) در فضای ویکتوریایی کاملا به‌جا به نظر می‌رسد. صدای مایکل کین در مقدمه‌ای کوتاه توضیح می‌دهد که هر شعبده از ۳ قسمت تشکیل شده است: قسمت اول ادعاست. صحنه‌ای که چیده شده و کاری که قرار است انجام شود. قسمت دوم شعبده تغییر یا چرخش که با به چالش کشیدن واقعیت همراه است و قسمت سوم که حیثیت نام دارد. در هر شعبده موفقی همه چیز قرار است به حالت عادی برگردد و انتخاب این نام (یکی از معانی Prestige در انگلیسی حیثیت است) همین قضیه را تصدیق می‌کند.
داستان فیلم حول محور یک رقابت و بعدها یک انتقام جریان دارد. فضای داستان مشخص و المان‌ها به صورت منطقی در کنار هم قرار داده شده‌اند. در مرحله بعدی داستان، حقیقت به چالش کشیده می‌شود. جایی که به نظر می‌رسد بوردن می‌تواند تله‌پورت کند. در عصری که مردم به جادوی سیاه اعتقاد داشتند، طبیعی‌ست که کار و بار بوردن بگیرد و قسمت دوم تردستی نولان در اینجا برای ما جذاب به نظر برسد. قسمت سوم تردستی نولان قرار بود چیزی را به ما نشان بدهد که از همان ابتدا جلوی چشممان بود. چیزی که بعد از دیدنش روی پیشانیمان می‌زدیم و از خود می‌پرسیدیم که چرا قبلا متوجه آن نشده بودیم. یکی از کاراکترهایی که تاثیر زیادی روی فیلم داشت و عمق آن را بیشتر می‌کرد تسلا بود. تسلا در فیلم حیثیت فقط یک شخصیت نبود، بلکه رقابت او با ادیسون، نشان دهنده فاز بزرگ‌تری از ماجرای فیلم بود.
همه ما از رقابت بین این دو دانشمند خبر داریم. تفاوت کاراکترهای این دو شخص هم به خوبی در فیلم نشان داده شد. رقابت تسلا و ادیسون برای تسلط کامل بر تکنولوژی بود، دقیقا مثل بوردن و انجیر. قرار بود خروجی این رقابت موفقیت یک نفر و شکست و فراموش شدن دیگری را رقم بزند. اگر فکر می‌کنید در این مورد اغراق می‌کنم، حتما در مورد فیلم illusionist تحقیق کنید تا ببینید که Prestige چطور باعث شکست و فراموشی آن در دنیای واقعی شد.


علیرضا گلی:

مضمون و جوهره‌ی این فیلم از دل مونتاژ درمی‌آید؛ ریتم فیلم بر اساس تمپوی داستان اغلب کُند است و این فیلم با توجه با ساختار غیر خطی، کاملا مبتی بر پرشهای زمانی و با تکیه بر برش موازی و یا تطابقی ادیت شده است.
این شکل از تدوین خودش به نوعی یک تردستی در فیلم می‌باشد که کارگردان و تدوینگر فیلم، با هوش و دقت بسیار بالا این کار را انجام داده‌اند. در این نوع تدوین کارگردان یک بازی ذهنی همراه با ایجاد تعلیق و کنجکاوی برای بیننده ایجاده کرده است.