Fantastic Mr. Fox

ارشتاد سپنتا:
ابتدا باید بگویم که من این استاپ موشن را فیلم خطاب میکنم و از اطلاق انیمیشن به آن خودداری میکنم.
یکی از مهمترین نکاتی که این فیلم سعی میکند آن را به مخاطب القا کند «حیوانانگاری» انسان است. اولین قدم فیلمنامه برای القای این نظریه این است که تمام حیواناتی که در داستان هستند به جز گروه معدودی مانند سگها و مرغها، مانند انسانها لباس میپوشند، حرف میزنند، غذا میخورند و قدرت تفکر دارند. در واقع، آنان از هر جهت شبیه انسانها هستند به جز اینکه حیوانند.
در اینجا سه گزاره واکاوی شده و پس از آن به بیان هدف از این نظریه و نقد آن پرداخته میشود.
الف. تقسیمبندی شخصیتهای فیلم
برای توضیح بیشتر ابتدا باید شخصیتهای انیمیشن را شناخت. این شخصیتها در چند دسته هستند.
۱ . حیواناتی که دوست روباه هستند.
همه آنها با وجود درگیریهای زیاد در نهایت پیروز میشوند. آنان هیچ علاقهای به انسانها نداشته و مطابق طبیعتشان عمل میکنند.
۲ . انسانها که دشمن روباه هستند.
تمام انسانها با وجود تدبیرهای فراوان در نهایت از حیوانات شکست میخورند. جالب توجه است که بعضی از انسانها کمکم برای دفاع از روباه شعر میخوانند یا در گزارشهای تلویزیونی طرف روباه و دوستانش را میگیرند و مزرعهدارها را مسخره میکنند.
۳ . حیواناتی که دشمن روباه هستند.
حیواناتی که در طول داستان از انسانها حمایت میکنند هم یا شکست خورده یا کشته میشوند و در نهایت، منفور تلقی میشوند. یک موش و سگهای مزرعه از این دستهاند که آن موش کشته میشود.
در نتیجه، هر موجودی که در مقابل حیوانات، قد عَلَم کند، شکست میخورد حتی اگر خودش حیوان باشد ولی حامی انسانها و انسانیت باشد نه اینکه مانند بیشتر حیوانات، کاری به انسانها نداشته باشد. ممکن است این سوال پیش بیاید که شکست خوردن آنها چه ربطی به القای حیوانیت دارد؟ پاسخ این سؤال در شخصیتپردازی روباه نهفته است.
فاکس، حیوانی است که قبل از روزنامهنگاری و در گذشته مطابق غرایز خود عمل میکرده و مانند یک روباه در طبیعت برای امرار معاش خود دزدی میکرده است. وی پس از اینکه از شغل روزنامهنگاری خسته میشود دوباره تصمیم به بازگشت میگیرد تا همچنان مطابق طبیعت خود عمل کند؛ بنابراین او نمیخواهد شغل انسانی داشته باشد بلکه میخواهد مانند حیوانات رفتار کند. او از خودش میپرسد که من چه کسی هستم؟ بعد هم پاسخ میدهد که باید [با دزدی] یک مرغ زیر دندان من باشد. یعنی او باید یک حیوان کامل باشد.
روباه در اواخر انیمیشن در ضمن یک سخنرانی و روشنکردن موسیقی، صحبتهایی میکند که بسیار حائز اهمیت است. وی خطاب به دوستانش میگوید: «دو وکیل عالی، یک پزشک ماهر، یک آشپز معرکه، یک معاملات املاکی زرنگ و… می بینم» و بعد از اینکه شغلهای دوستانش را برمیشمرد، میگوید: «همچنین من یک اتاق پر از حیوانات وحشی میبینم. حیوانات وحشی با طبع واقعی و استعداد ذاتی. حیوانات وحشی با نامهای علمی لاتین که معانی آن بر اساس دی ان ای ماست. حیوانات وحشی که هر کدامشان قدرت و ضعف گونه خودشان را دارند.»
در واقع فاکس از آنها میخواهد صفات انسانی (صفاتی که آنها را در قید خود گرفتهاند) را کنار بگذارند و به صفات وجودی خود روی بیاورند.
حیوان انگاری انسان یک تعریف مثبت از بعد وحشی و آزاد انسان را تداعی میکند. در نهایت ما با غریزهی خود زندگی میکنیم و فکر میکنم که هیچ چیز، تاکید میکنم که هیچ چیز در انسان قویتر از غریزه (مشخصا غریزهی بقا) نیست.
سکانس تماشا و مدح گرگ تمام مفهوم این فیلم است. یک مخلوق آزاد واقعا شگفتانگیز است.

علیرضا گلی:
آقای فاکس، انیمیشنی با تکنیک استاپ موشن، با بودجه ای بالغ بر 40 میلیون و گیشه 58 میلیونی، جزو جذابترین انیمیشن های این سبک میباشد.
انیمیشن و یا به عبارتی پویا نمایی (جان بخشی به اشیا و هر چیز دیگری) دارای مسائل و مباحث بسیار عمیق ، پیچیده و گسترده میباشد، انیمیشن آنچنان در دل سینما نفوذ پیدا کرده که میتوان گفت فیلم های سینمایی که دارای صحنه های اکشن و مهیج هستن از انیمیشن بهره میبرند، میتوانم بگویم امروزه بدون انیمیشن کمیته سینما تا حدودی لنگ خواهند ماند، به خصوص سینمای هالیوود.
کاربردهای امروز انیمیشن را میتوانیم در تیزرهای تبلیغاتی، بازی، سینما، فیلم کوتاه، موزیک ویدئو، فیلم های آموزشی، مستندو حتی ورزش مانندVAR به ضوح ببنیم.
انیماتورها 12 اصول را برای ساخت انیمیشن رعایت میکنن که یک مورد آن برای سینماگران بسیار آشناست و آن هم اصل صحنه پردازی Staging میباشد، یعنی زمان و مکانی که داستان در آن رخ میدهد.
انیمیشن ها با تکنیک ها مختلفی ساخته میشوند،2D , 3D , Motion graphiv , Stop motion
تکنیک استاپ موشن خود به سبک های مختلفی قابل اجراست، مثل:
. عروسکی با مفاصل pupet
. خمیری Clay
. مدل (استفاده از بازیگران واقعی) Model
. کات اوت (کاغذ یا پارچه برش خورده) Cut Out
. اشیا Subject
. پیکسلیشن Pixelatione
آقای وس اندرسون داخل این انیمیشن با تقارن، ترکیب رئالیسم و سورئالیسم، رنگ و نورپردازی گرم(محدود به زرد، نارنجی، قهوه ای) کات های سخت و گاها جامپ کات، دیزالو و فید، دنیای ذهن خودش را برای ما تعریف میکند.
از این کات ها قالبا برای ایجاد حس گذر زمان با حس کمیک و القای سرعت و انرژی استفاده شده.